دیکشنری فارسی

intricacy

UKintrikəsiː

معنی فارسی

پيچيدگي بغرنجي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tri kǝ sē/n., pl.

بغرنجی، پیچیدگی

ریزآراستگی، ظرافت و حساسیت، درهم بافتگی

مترادف‌ها

noun
Perplexity, complexity, complication, entanglement, involution, obscurity, difficulty, intricateness.

واژه‌های دیگر با معنی «پيچيدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن