دیکشنری فارسی

irrefragable

UKirifrægəbl

معنی فارسی

بي جواب قاطع تکذيب نکردني ترديدناپذير مجاب نکردني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir ref´rǝ gǝ bǝl/adj.

● تردید ناپذیر، مردود نکردنی، انکار نکردنی، غیرقابل بحث و تردید

مترادف‌ها

adjective
Indisputable, incontestable, irrefutable, incontrovertible, invincible, unassailable, inexpugnable, impregnable, irresistible, unanswerable, undeniable.

واژه‌های دیگر با معنی «بي جواب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن