دیکشنری فارسی

issued

UKiʃuːd US'ıʃud

معنی فارسی

صادر کردن فرستادن بيرون فرستادن منتشر کردن رواج دادن زاييدن

واژه‌های دیگر با معنی «صادر کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن