isthmic معنی فارسی برزخي ، تنگه اي ، وابسته به تنگه پاناما، وابسته به باريکه ، گردنه اي ، ساکن تنگه . واژههای دیگر با معنی «برزخي» puratorial برزخي، پاک کننده، تطهيرکننده isthmian برزخي، تنگه اي purgatorial برزخي، تطهيري.