puratorial معنی فارسی برزخي پاک کننده تطهيرکننده پاک کننده گناه کفاره اي واژههای دیگر با معنی «برزخي» isthmic برزخي، تنگه اي، وابسته به تنگه پاناما isthmian برزخي، تنگه اي purgatorial برزخي، تطهيري.