it
معنی فارسی
آن اين
معنی کامل و مثالها
/it/pron., n.
● (جانوران و چیزها) آن
the horse was old and it died
اسب پیر بود و مرد.
I picked up the book and put it on the table
کتاب را برداشتم و آن را روی میز گذاشتم.
it is mine
(آن) مال من است.
everyone knows it
همه آن را میدانند.
who cooked it?
کی آن را پخت؟
the cow is hers and she milks it
گاو مال اوست و وی آن را میدوشد.
it doesn't matter
اهمیت ندارد.
● آن (یا این) شخص
"who is that?" "it's me!"
((کیست؟)) ((منم!))
is it Hassan?
حسن است؟
no, it's Hossein
نه حسین است.
● (اسم یا صفت + to be + it) در سخن از آب و هوا و فاصله و زمان به کار میرود:
it is raining
دارد باران میآید.
it's hot
گرم است.
it's a beautiful day
روز زیبایی است.
is it far to Kashan?
(از اینجا) تا کاشان دور است؟
it's Friday
جمعه است.
it will soon be winter
بزودی زمستان خواهد شد.
it is 20 kilometers from here to Niassar
از اینجا تا نیاسر بیست کیلومتر است.
it's my turn
نوبت من است.
● به جای آنچه که برای شنونده یا خواننده مشهود است:
I can't understand it!
نمیفهمم!
stop it!
بس کن!
how is it going?
چه خبر؟ اوضاع چطور است؟
it's o.k.!
عیبی نداره!
● فاعل یا مفعول عبارت فعل داری که فاعل یا مفعول واقعی آن بعد میآید:
it makes me angry the way she is always complaining
(این روش) شکایت دایمی او مرا عصبانی میکند.
it is good being an artist
هنرپیشه بودن خوب است.
what is it like to be engaged?
نامزد بودن چطور است؟
it proved difficult to reach an agreement
دستیابی به توافق دشوار بود.
it surprised me to hear that she is getting married
از شنیدن اینکه دارد ازدواج میکند تعجب کردم.
it is true that he stole the book
صحت دارد که کتاب را دزدید.
is it known where they went?
آیا معلوم است کجا رفتند؟
● (of + صفت + to be + it):
it was kind of you to come
لطف کردید آمدید.
it was foolish of him to say that!
گفتن آن (حرف) توسط او احمقانه بود!
● (فاعل واژههای: seem یا appear یا happen یا look):
it seems (that) he had lost his way
ظاهرا راه خود را گم کرده بود.
as it happens, I know the person you spoke of
از قضا کسی را که دربارهاش حرف زدی میشناسم.
it looks as if it is going to snow
مثل اینکه میخواهد برف بیاید.
● برای مهمتر کردن بخشی از جمله:
it was Ali who broke the glass
(آن) علی بود که لیوان را شکست.
it was water (that) she gave us, not alcoholic beverages
به ما آب داد نه مشروبات الکلی.
it was exactly ten years ago that my mother passed away
درست ده سال پیش بود که مادرم فوت کرد.
● (عامیانه) مفعول بدون معنی برخی افعال:
she ran for it!
زد به چاک! (رفت!)
he lorded it
او خیلی به دوستان خود فخر میفروخت.
she decided to leave her job and go it alone as a lawyer
او تصمیم گرفت شغل خود را رها کرده و تک و تنها به وکالت دادگستری بپردازد.
he was in for it!
حقش بود!
* if it weren't for (if it hadn't been for)...
اگر به خاطر ... نبود
if it hadn't been for the snow, I would have gone
اگر (به واسطهی) برف نبود رفته بودم.
* it never rains out it pours
(چیزهای خوب یابد) یا نمیآید یا سیل مانند میآید
* that's it!
همین! دیگر حرفی ندارم! درست است!
* with it
(امریکا - خودمانی) هشیار، وارد
he's no longer with it
دیگر سر در نمیآورد، دیگر دستش توی کار نیست، خنگ شده است.
ریشه و کاربرد
Used to refer to a thing previously mentioned or easily identified.
ریشه
From Old English 'hit', originally as third-person singular neuter pronoun.
مثال
- It is raining outside.
- I love this book. It is very interesting.
- Can you see the cat? It is under the table.
ترکیبهای رایج
It is It's It was It has It had It will