jiff معنی فارسی يک ان يک لحظه يک دم. واژههای دیگر با معنی «يک ان» googol عدد يک با صد صفر در جلوي ان.، عدد بسيار بزرگ، مقدار زياد cross refer از يک قسمت کتاب به قسمت ديگر ان مراجعه، کردن، مراجعه متقابل کردن. duodecimo (قطع) کتابي که يک ورق ان يک دوازدهم ورق، بزرگ چاپي باشد implicit function معادله چيزي که حل ان مستلزم حل يک يا چند، معادله ديگر باشد. shilling شيلينگ سکه سيمين انگليسي که بيست تاي ان يک، ليره است totipotent داراي قدرت توليد يک ارگانيسم از يک جزء ان. totipotency قدرت توليد وايجاد يک ارگانيسم از يک جزء ان. gigaton يک ميليارد تن، قدرت انفجاري يک ميليارد تن تي.ان.تي، واحد سنجش قدرت انفجاري respectively بترتيب، بترتيب تقدم وتاخر، ان يک .....اين يک megaton مگاتن، جنگ افزاري با قدرت يک مگاتن يا، يک ميليون تن تي ان تي