دیکشنری فارسی

jiffy

UKdʒifai US'dʒıfı

معنی فارسی

ان لحظه

معنی کامل و مثال‌ها

/jif´ē/n., pl.

● لحظه، (یک) آن، (یک) دم (jiff هم می‌گویند)

she did it in a jiffy

در یک چشم برهم زدن آن را انجام داد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a very short time (as the time it takes the eye to blink or the heart to beat) “if I had the chance I'd do it in a flash”

مترادف‌ها

noun
(Colloquial) Instant, moment, second, twinkling, trice, flash, twinkling of an eye.

واژه‌های دیگر با معنی «ان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن