دیکشنری فارسی

jingle

US'dʒıŋgəl

معنی فارسی

صداي جرنگ جرنگ ، طنين زنگ ،

جرنگ جرنگ کردن ، طنين زنگ ايجاد کردن ،

جرنگيدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/jiŋ´gǝl/n., vi., vt.

● (صدای به هم خوردن چندین زنگوله یا تکه‌های کوچک فلز) دلنگ، جلینگ، جرینگ جرینگ، هوز

the jingle of small bells

جرینگ جرینگ زنگوله‌ها

● (شعر و موسیقی) وزن و آهنگ ساده داشتن، وزن و آهنگ تکراری داشتن

the jingle of the verse he was reading

آهنگ تکراری در شعری که او می‌خواند.

● شعر تبلیغاتی، آهنگ تبلیغاتی (شعر یا آهنگ کوتاه که در آگهی‌های بازرگانی یا آغاز نمایش‌های تلویزیونی و غیره ارائه می‌شود)، آرمان سرود

he composes jingles for T.V. advertising

او برای آگهی‌های تلویزیونی آهنگ تبلیغاتی می‌سازد.

● جرینگ جرینگ کردن، دلنگ کردن

when he moved, keys jingled in his pocket

وقتی که تکان می‌خورد دسته کلیدها در جیبش جرنگ جرنگ می‌کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a comic verse of irregular measure “he had heard some silly doggerel that kept running through his mind”
  2. a metallic sound “the jingle of coins” “the jangle of spurs”
  3. make a sound typical of metallic objects “The keys were jingling in his pocket” “Something ----s” “The coins jingle”

مترادف‌ها

I. verb neuter
[Written also Gingle.] Tinkle.
II. noun
Tinkling, jingling, jingling sound, tintinnabulation.

واژه‌های دیگر با معنی «صداي جرنگ جرنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن