judicative
معنی فارسی
قضائي داراي صلاحيت داوري
معنی کامل و مثالها
/-kāt´iv, -kǝ tiv/adj.
● قضاوتی، داورانه
● عاقلانه، بیطرفانه، منصفانه
قضائي داراي صلاحيت داوري
/-kāt´iv, -kǝ tiv/adj.
● قضاوتی، داورانه
● عاقلانه، بیطرفانه، منصفانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن