دیکشنری فارسی

judicatory

معنی فارسی

قضائي قطعي

معنی کامل و مثال‌ها

/-kǝ tôr´ē/adj., n., pl.

دادگاه، محکمه‌ی قضایی

دادگاه‌ها، محاکم دادگستری

دستگاه قضایی، سازمان دادگستری

واژه‌های دیگر با معنی «قضائي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن