jungle
معنی فارسی
جنگل
معنی کامل و مثالها
/juŋ´gǝl/n.
● (از فارسی یا سانسکریت)
● جنگل (بهویژه اگر در نواحی حاره باشد و حیوانات درنده داشته باشد)
an African jungle
جنگل افریقایی
● (هر مجموعه یا انبوه گیاه و غیره که درهم و برهم باشد) کلاف گوریده، تودهی درهم و برهم، مجموعهی سردرگم، جنگل مولا، گوریدگی
a jungle of rusted tanks, trucks and cannons
انبوهی از تانکها و کامیونها و توپهای زنگزده
the jungle of government regulations
کلاف درهم پیچیدهی مقررات دولتی
● (امریکا ـ خودمانی) زیستگاه ولگردان و قلندران
● جنگلی
● (محل رقابت خشونتآمیز یا مبارزه برای بقا) پیکارگاه، وحشگاه
it's a jungle out there!
(خارج از اینجا) آنجا صحنهی کشمکش و رقابت است!
that neighborhood has become an asphalt jungle!
آن محله تبدیل شده است به یک وحشگاه آسفالت شده!
تعریف انگلیسی
- a location marked by an intense competition and struggle for survival
- a place where hoboes camp
- an impenetrable equatorial forest
مترادفها
noun
Thicket (of brushwood, shrubs, and woods), brake.