دیکشنری فارسی

timberland

UKtimbəlænd US'tımbə'lænd

معنی فارسی

جنگل جنگل چوب الواري.

معنی کامل و مثال‌ها

/tim´bǝr land´/n.

سرزمین پر درخت، درختستان (که به درد نجاری می‌خورد)، دارستان

واژه‌های دیگر با معنی «جنگل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن