keen edged معنی فارسی تيز داراي لبه تيز لب تيز واژههای دیگر با معنی «تيز» keen تيز، لب تيز، پرزور sharp تيز، نوک دار، تند acute تيز، نوک تيز، زيرک knifelike تيز، نوک تيز، زيرک piercing تيز، بلند، کرکننده peery تيز، تيز بين، باريک بين keen-edged تيز، لب تيز، داراي لبه تيز cute تيز، نوک تيز، زيرک shrill تيز، روشن، مصر acuminous تيز، تيزهوش، ذکي