دیکشنری فارسی

shrill

UKʃril USʃrıl

معنی فارسی

تيز روشن مصر مصرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/shril/adj., vi., vt., adv.

(صدا) بسیار زیر، تیز، تیزآوا

a shrill whistel

یک سوت تیزآوا

گوشخراش

a bird with a shrill call

پرنده‌ای با صدای گوشخراش

(قدیمی) تند و تیز، پر ادویه، دهان‌سوز

سمج، مصر

(مهجور) با سماجت، با صدای زننده

با صدای زیر داد زدن، جیغ زدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or emitting a high-pitched and sharp tone or tones “a shrill whistle” “a shrill gaiety”
  2. being sharply insistent on being heard “strident demands” “shrill criticism”
  3. of colors that are bright and gaudy “a shrill turquoise”

مترادف‌ها

adjective
Acute, sharp, high, high toned, high pitched, piercing.

واژه‌های دیگر با معنی «تيز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن