دیکشنری فارسی

kissy

معنی فارسی

با محبت، اهل ماچ و بوسه ، ماچي

بوسيدني، ماچ کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/kis´ē/adj.

(خودمانی)

با محبت، اهل ماچ و بوسه، ماچی

her grandfather was very kissy

پدربزرگش خیلی اهل روبوسی بود.

بوسیدنی، ماچ کردنی

kissy lips

لب‌های بوسیدنی

واژه‌های دیگر با معنی «با محبت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن