دیکشنری فارسی

kosher

UKkouʃər US'kəuʃə

معنی فارسی

پاک ، حلال ، موافق ايين يهود درست شده ،

خوراک حلال

معنی کامل و مثال‌ها

/kō´shǝr/adj., n., vt.

● (در مذهب یهود) کوشر، حلال

kosher food

خوراک حلال

● وابسته به خوراک حلال یا گوشت حیوانی که طبق قانون یهود ذبح شده باشد

a kosher restaurant

رستوران کوشر

● (امریکا ـ خودمانی) درست، صحیح، ستوده، بجا

● حلال کردن، (گوشت یا خوراک را) طبق آیین یهود تهیه کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Yiddish 'kasher', from Hebrew 'kasher', meaning 'fit'.

مثال

  • This restaurant serves kosher food.
  • Is this product certified kosher?
  • We only buy kosher meat.

ترکیب‌های رایج

serve kosher food certified kosher buy kosher meat keep a kosher kitchen

تعریف انگلیسی

adjective
  1. food that fulfills the requirements of Jewish dietary law
  2. conforming to dietary laws “kosher meat” “a kosher kitchen”
  3. proper or legitimate

واژه‌های دیگر با معنی «پاک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن