دیکشنری فارسی

lacks

UKlæks USlæks

معنی فارسی

نبودن نداشتن عدم فقدان نيازمندي بي پولي

ریشه و کاربرد

Verb

Be without or deficient in.

ریشه

From Old Norse 'lakka', meaning 'to lack'.

مثال

  • The house lacks central heating.
  • The team lacks a good striker.
  • The report lacks detail.

ترکیب‌های رایج

lacks detail lacks flavor lacks substance lacks depth

واژه‌های دیگر با معنی «نبودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن