lacquer=lacker معنی فارسی لاک واژههای دیگر با معنی «لاک» lac لاک، لاک الکل، چيز لاک الکل زده coach varnish لاک، جلا، رنگ lacquer enamel لاک sealing wax لاک sealing-wax لاک floor varnish لاک کف tortoise لاک پشت، سنگ پشت، کاسه پشت gum lacquer لاک صمغ varnish gum لاک صمغ lacquer لاک الکل، لاک رزيني، جلاروغن