دیکشنری فارسی

lancer

UKlɑːnsər US'lænsə

معنی فارسی

نيزه دار ، نيزه زدن ، نشترزدن ،

يکجور رقص چارگوش ياموزيکي که براي اين رقص

معنی کامل و مثال‌ها

/lans´ǝr/n.

● سواره نظام (به‌ویژه اگر مجهز به نیزه باشد)، سوار

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'lancier', from 'lance' meaning 'lance'.

مثال

  • The lancer charged forward on his horse, ready to engage the enemy.
  • Lancers were known for their skill in mounted combat.
  • The cavalry unit consisted of both lancers and swordsmen.

تعریف انگلیسی

noun
  1. (formerly) a cavalryman armed with a lance

واژه‌های دیگر با معنی «نيزه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن