pikeman معنی فارسی نيزه دار معنی کامل و مثالها /pīk´mǝn/n., pl.● (پیاده نظام قدیم) نیزه دار واژههای دیگر با معنی «نيزه دار» lancer نيزه دار، نيزه زدن، نشترزدن spearman نيزه دار spearer نيزه دار. uhlan سوار نيزه دار sword bayonet سر نيزه دم دار، سرنيزه پهن ياشمشيري javelineer زوبين دار، نيزه دار piker دزد، سرباز نيزه دار، قمار باز کم جرات. pkeman کارگر کلنگ دار، سرباز نيزه دار. jaculator نيزه انداز، نيزه دار (در تاريخ روم) spear نيزه، سنان، نيزه دار