lassoes معنی فارسی کمند ، طناب خفت داربراي گرفتن اسب ياگاو ، خفت واژههای دیگر با معنی «کمند» lasso کمند، طناب خفت داربراي گرفتن اسب ياگاو، خفت noose کمند، خفت، دام running noose کمند خفت دار lasso vt با کمند گرفتن ringtoss گرفتن خوک با کمند steer roping کمند انداختن به گاو و نگهداشتن ناگهاني، اسب براي انداختن گاو بزمين bola نوعي کمند که عبارت است از چند رشته طناب، که سر هر يک وزنه اي بسته است، قلاب سنگ halterbreak کره اسب را براي پرش از روي کمند تربيت کردن. tether دنباله افسار، کمند، حدود picket line دنباله افسار، کمند، حدود