دیکشنری فارسی

leakage

UKliːkidʒ US'li:kədʒ

معنی فارسی

تراوش نشد نشر چکه کمبود کسر کسري کم آمد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● تراوش، نشت، فراریزش، چکه، ترشح

a leakage of water

تراوش آب

● درز، روزن، سوراخ، فراریزشگاه، هرزگاه

● ماده‌ی مترشحه، تراوه

he wiped out the leakage

او تراوه‌ها را پاک کرد.

● میزان نشت، مقدار تراوش

تعریف انگلیسی

noun
  1. the discharge of a fluid from some container “they tried to stop the escape of gas from the damaged pipe” “he had to clean up the leak”

واژه‌های دیگر با معنی «تراوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن