leakage
UKliːkidʒ
US'li:kədʒ
معنی فارسی
تراوش نشد نشر چکه کمبود کسر کسري کم آمد
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● تراوش، نشت، فراریزش، چکه، ترشح
a leakage of water
تراوش آب
● درز، روزن، سوراخ، فراریزشگاه، هرزگاه
● مادهی مترشحه، تراوه
he wiped out the leakage
او تراوهها را پاک کرد.
● میزان نشت، مقدار تراوش
تعریف انگلیسی
noun
- the discharge of a fluid from some container “they tried to stop the escape of gas from the damaged pipe” “he had to clean up the leak”