leather bucket معنی فارسی دول واژههای دیگر با معنی «دول» bucket دول، دلو، سطل confedration of states اتحاد دول، مجموعه اي از دول را گويند که به علت، وجود مصالح مشترک و با رعايت اصل مساوات neutral states دول بيطرف neighbouring state دول همجوار، دولتهاي همسايه hostile powers دول متخاصم most favored nation دول کامله الوداد، کشورهايي را گويند که در صورتي که يکي، از لنها امتيازي را به کشور ديگر بدهد neutralized states دول بيطرف کرده شده Sul-spansion نام تجارتي فرآورده اي از سوسپانسيون سولفا اتي دول. putz کير، دول، چل world federalism طرفداري از حکومت جهاني، ائتلاف دول.