دیکشنری فارسی

life span

UKlaifspæn

معنی فارسی

عمر

معنی کامل و مثال‌ها

● رجوع شود به: lifetime

● بیشینه‌ی (حداکثر) عمر هر فرد

واژه‌های دیگر با معنی «عمر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن