life time معنی فارسی عمر ، مدت زندگي در زندگي ، مادام العمر واژههای دیگر با معنی «عمر» life span عمر lifetime عمر. short lived کم عمر، زود گذر، بيدوام service life طول عمر life cycle دوره عمر، دوره عمر يک محصول longeval دراز عمر، بسيار زي، معمر longevous دراز عمر، بسيار زي، معمر prime of life بهار عمر، عنفوان جواني life insurance بيمه عمر، بيمه زندگي long life عمر دراز، مدت مديد