lincense or cence معنی فارسی اجازه دادن ، مجاز کردن ، پروانه دادن ، مرخص کردن ، اجازه استفاده از چيزي واژههای دیگر با معنی «اجازه دادن» authorize اجازه دادن، اختيار دادن، تصويب کردن permit اجازه دادن به، مجاز کردن، روا کردن exquatur اجازه اقدام دادن به کنسول، منظور اجازه اي است که به کنسول داده، مي شود تا به وظايف خود عمل کند lincense اجازه يا پروانه يا امتياز دادن به electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران براي اينکه، در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگيري، ترمينالهاي کامپيوتر که به يک دفتر مرکزي let گذاشتن، اجازه دادن، رها کردن allow گذاردن، اجازه دادن، روادانستن allowably گذاردن، اجازه دادن، روادانستن allowedly گذاردن، اجازه دادن، روادانستن empower اختياردادن، وکالت دادن، اجازه دادن (به)