دیکشنری فارسی

lolled

UKlɔld

معنی فارسی

لم دادن لميدن چيزي گذاشتن آويختن بيرون انداختن

ریشه و کاربرد

Verb

To hang or dangle loosely or lazily.

ریشه

From Middle English "lollen" (to dangle).

مثال

  • The dog lolled its tongue out of its mouth.
  • The curtains lolled in the breeze.
  • She lolled her head back on the pillow, exhausted.

ترکیب‌های رایج

loll out loll in loll back

واژه‌های دیگر با معنی «لم دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن