lose ground معنی فارسی عقب افتادن ، فرصت خود را از دست دادن. مترادفها 1. Fall behind.2. Decline, lose credit. واژههای دیگر با معنی «عقب افتادن» drop behind عقب افتادن از، عقب ماندن. outstrip پيش افتادن از، عقب گذاشتن، پيشي جستن از postpone پس انداختن، عقب انداختن، بتعويق انداختن surpass پيش افتادن از، جلوتر بودن از، عقب گذاشتن outmatch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، قدم فراتر نهادن از. outmarch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، جلو افتادن از outdistance عقب گذاشتن، جلو افتادن از پيشي جستن از