make up for معنی فارسی جبران کردن مترادفها Compensate, make good, make up. واژههای دیگر با معنی «جبران کردن» indemnified جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن indemnifies جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن indemnify جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن redress جبران کردن، رفع کردن، اصلاح کردن make good جبران کردن، تاوان دادن recvperate جبران خسارت کردن، بهبودي يافتن، بحال امدن overcompensate بيش از حد جبران کردن، فزون شيانيدن، جبران مفرط کردن make up to خسارت کسي را جبران کردن countervial خنثي کردن - برابري کردن با - جبران کردن - تلاقي، کردن reimburse پرداختن، جبران کردن، هزينه (کسي) را پرداختن