making a will UKmeikiŋəwil معنی فارسی وصيت کردن ايصاء واژههای دیگر با معنی «وصيت کردن» testate وصيت کردن، شخص وصيت کرده يا وصيت نامه گذارده make a will وصيت کردن make one's will وصيت کردن intestable فاقد صلاحيت، وصيت کردن، ناشايسته براي گواه بودن يا گواهي دادن willy nilly خواستن، اراده کردن، با وصيت واگذار کردن will خواست، اراده، ميل