دیکشنری فارسی

maladaptation

معنی فارسی

ناسازگاري

معنی کامل و مثال‌ها

/mal´ad ǝp tā´shǝn/n.

بدسازش، کژ سازش، سازش نایافتگی

واژه‌های دیگر با معنی «ناسازگاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن