mant معنی فارسی لکنت زبان گرفتگي لکنت داشتن با لکنت گفتن واژههای دیگر با معنی «لکنت» stammer لکنت، زبان گرفتگي، با لکنت سخن گفتن stammeringly با لکنت stutter لکنت داشتن، با لکنت حرف زدن، با لکنت ادا کردن stutteringly لکنت داشتن، با لکنت حرف زدن، با لکنت ادا کردن impediment in speech لکنت زبان گره، گره زبان، گير lisp حرف سين، رامانند، تلفظ کردن