دیکشنری فارسی

stutter

UKstʌtər US'stʌtə

معنی فارسی

لکنت داشتن ، با لکنت حرف زدن ،

با لکنت ادا کردن ، زبان گرفتگي ، زبانگيري

معنی کامل و مثال‌ها

/stut´ǝr/vt., vi., n.

رجوع شود به: stammer

لکنت زبان، تته پته

لکنت داشتن

Asgher stutters

اصغر لکنت زبان دارد.

صدای مکرر ایجاد کردن، تق تق کردن

stuttering machine guns

مسلسل‌هایی که تق تق می‌کردند

مترادف‌ها

verb neuter
Stammer, hesitate, falter.

واژه‌های دیگر با معنی «لکنت داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن