دیکشنری فارسی

stutter

UKstʌtər US'stʌtə

معنی فارسی

لکنت داشتن ، با لکنت حرف زدن ،

با لکنت ادا کردن ، زبان گرفتگي ، زبانگيري

معنی کامل و مثال‌ها

/stut´ǝr/vt., vi., n.

● رجوع شود به: stammer

● لکنت زبان، تته پته

● لکنت داشتن

Asgher stutters

اصغر لکنت زبان دارد.

● صدای مکرر ایجاد کردن، تق تق کردن

stuttering machine guns

مسلسل‌هایی که تق تق می‌کردند

تعریف انگلیسی

verb
  1. a speech disorder involving hesitations and involuntary repetitions of certain sounds
  2. speak haltingly “The speaker faltered when he saw his opponent enter the room” “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “Sam and Sue stutter”

مترادف‌ها

verb neuter
Stammer, hesitate, falter.

واژه‌های دیگر با معنی «لکنت داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن