stutter
UKstʌtər
US'stʌtə
معنی فارسی
لکنت داشتن ، با لکنت حرف زدن ،
با لکنت ادا کردن ، زبان گرفتگي ، زبانگيري
معنی کامل و مثالها
/stut´ǝr/vt., vi., n.
● رجوع شود به: stammer
● لکنت زبان، تته پته
● لکنت داشتن
Asgher stutters
اصغر لکنت زبان دارد.
● صدای مکرر ایجاد کردن، تق تق کردن
stuttering machine guns
مسلسلهایی که تق تق میکردند
مترادفها
verb neuter
Stammer, hesitate, falter.