marrowy UKmærouiː معنی فارسی مغز دار پر مغز واژههای دیگر با معنی «مغز دار» marrow bone استخوان مغز دار، زانو، قاب زانو medullated داراي غلاف مخ دار، مغز حرام دار.، نيامدار meaty گوشتي، گوشت دار، مغز دار windier پر باد، باد خور، طوفاني windiest پر باد، باد خور، طوفاني windily پر باد، باد خور، طوفاني windy پر باد، باد خور، طوفاني ventricular وابسته به شکمه دل يا شکم چه مغز، بطني، شکم دار yeasty کف دار، جوشنده، مضطرب crackly ترک دار، ترک بردار، زودشکن