دیکشنری فارسی

massif

UKmæsiːf USmæ'si:f

معنی فارسی

سد مانع توده سنگ. زمين سازه

معنی کامل و مثال‌ها

/ma sēf´, ma´sēf´/n.

● (زمین شناسی)

● (توده‌ی سنگی سلسله جبال که تیغه‌ی کوه ها و قله ها روی آن قرار دارند) کوه تنه، گران‌کوه

● (قطعه‌ی بزرگی از پوسته‌ی زمین که توسط گسله‌ها از بقیه جدا شده و جابه جا شده است) زمین سازه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a block of the earth's crust bounded by faults and shifted to form peaks of a mountain range

واژه‌های دیگر با معنی «سد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن