mild-flavoured معنی فارسی ملايم واژههای دیگر با معنی «ملايم» dolce ملايم، شيرين.، آرام بنوازيد ! mild ملايم، سست، ضعيف lambent ملايم، بي سوزش، با نور ملايم cooling-off ملايم شدن، خونسرد شدن، غضب را فرونشاندن ash-tire آتش ملايم، خاکستر گرم gentle slope شيب ملايم attemper ملايم کردن، نرم کردن، آميختن genialize ملايم کردن، ملايمت دادن (به)، خوش مشرب ساختن larghetto اهنگ ملايم، موزيک ملايم، حرکت ملايم. milden ملايم کردن، نرم کردن، ملايم شدن