genialize معنی فارسی ملايم کردن ملايمت دادن (به) خوش مشرب ساختن واژههای دیگر با معنی «ملايم کردن» attemper ملايم کردن، نرم کردن، آميختن milden ملايم کردن، نرم کردن، ملايم شدن euphemize باحسن تعبيراداکردن، ملايم کردن، حسن تعبيربکاربردن scumble با رنگ تيره اندودن، ملايم کردن، ملايمت (در رنگ) dulcify شيرين کردن، ملايم کردن soften نرم کردن، ملايم (تر) کردن، آهسته (تر) کردن emolliate نرم کردن، ملايم (تر) کردن، شيرين کردن plenum chamber محفظه آب بندي شده در توربينهاي گاز که، سبب ملايم کردن و گرفتن نوسانات جريان هوا، ميگردد bask افتاب خوردن، خودراگرم کردن، باگرماي ملايم گرم کردن