mimicry
UKmimikriː
US'mımıkrı
معنی فارسی
تقليد اداو اصول مسخره بازي شباهت خارجي نام
معنی کامل و مثالها
/mim´ik rē/n., pl.
● تقلید درآوری، لال بازی، ادای کسی را درآوردن، وانمایی، ادا، تقلید، والوچی
● (زیست شناسی) همرنگی استتاری، همگونی، همگونسازی
تعریف انگلیسی
noun
- the act of mimicking; imitative behavior
- the resemblance of an animal species to another species or to natural objects; provides concealment and protection from predators