دیکشنری فارسی

mimicry

UKmimikriː US'mımıkrı

معنی فارسی

تقليد اداو اصول مسخره بازي شباهت خارجي نام

معنی کامل و مثال‌ها

/mim´ik rē/n., pl.

تقلید درآوری، لال بازی، ادای کسی را درآوردن، وانمایی، ادا، تقلید، والوچی

(زیست شناسی) هم‌رنگی استتاری، همگونی، همگون‌سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of mimicking; imitative behavior
  2. the resemblance of an animal species to another species or to natural objects; provides concealment and protection from predators

واژه‌های دیگر با معنی «تقليد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن