sequacity معنی فارسی تقليد پيروي. واژههای دیگر با معنی «تقليد» imitation تقليد، پيروي، واگيري mimicries تقليد، اداو اصول، مسخره بازي mimicry تقليد، اداو اصول، مسخره بازي knockoff تقليد، لباس تقليدي، لباس کپي شده mimesis تقليد، واگيري، شباهت خارجي نام imitativeness قوه تقليد، امادگي براي واگيري، تمايل imitate تقليد کردن، پيروي کردن از، واگيره کردن parodies تقليد ادبي، تبديل ادبيات بهزل، هزل نويسي parody تقليد ادبي، تبديل ادبيات بهزل، هزل نويسي imitable تقليد کردني، قابل تقليد، پيروي کردن