دیکشنری فارسی

missed

UKmist USmıst

معنی فارسی

از دست دادن از دست رهاکردن نگرفتن نزدن خطا کردن خالي کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not caught with the senses or the mind “words lost in the din”

واژه‌های دیگر با معنی «از دست دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن