mithra(s) معنی فارسی مهر ، ميترا ، نام دارگونه روشنايي يا خورشيد در ميان ايرانيان باستاني واژههای دیگر با معنی «مهر» stamp مهر، نشان، نقش tromp مهر، نشان، نقش sigil مهر، امضاء، علامت نجومي impress مهر، نشان، اثر cachet مهر، نشان مشخص، کاشه sigill مهر، انگشتر مهردار signet مهر، خاتم philter مهر دارو، طلسم عشق.، مهر دارو دادن به handstamp مهر تمبر، مهر پستخانه، رجوع شود به rubber stamp mandrake مهر گياه، مردم گياه، دستنبو