motherless UKmʌðələs معنی فارسی بي مادر واژههای دیگر با معنی «بي مادر» orphan يتيم، بي پد (مادر، پدرمرده) مادر مرده unfathered بي پدر، حرامزاده، تقلبي. paternal grandmother مادر بزرگ، نه نه بزرگ، بي بي