دیکشنری فارسی

muffle

US'mʌfəl

معنی فارسی

پوز پوزه

معنی کامل و مثال‌ها

/muf´ǝl/vt.

(برای گرم نگهداشتن یا نهان‌سازی یا حفاظت) پتو پیچ کردن، شال پیچ کردن

the weather was cold and we were all muffled up in scarves

هوا سرد بود و ما همه شال گردن پیچیده بودیم.

(نادر) دور سر کسی را بستن (برای جلوگیری از دیدن و حرف زدن)، چشم و دهان کسی را بستن

(برای خفه کردن صدا) دور چیزی را بستن، پوشاندن، پارچه پیچ کردن، لفاف پیچ کردن

dark, heavy curtains muffled the windows

پرده‌های تیره رنگ و سنگین پنجره‌ها را پوشانده بود.

(صدا را) خفه کردن، خاموش کردن

the heavy curtains muffle the sound of the street

پرده‌های سنگین صداهای خیابان را خفه می‌کند.

we must muffle all these gossips

ما بایستی همه‌ی این شایعات را خفه کنیم.

those arrests were designed to muffle all criticism

آن بازداشت‌ها برای خاموش کردن هر گونه انتقاد بود.

(نادر) هر چیزی که برای پوشاندن و گرم کردن یا خفه کردن صدا به کار رود، صدا خفه کن

کوره‌ی سفالگری بی شعله

(برخی نشخوار کنندگان مانند خرگوش) لب فرازین و بینی، لوچه‌ی بالا

the muffle of thunder coming from the other side of the hill

صدای خفه‌ی رعد که از آن سوی تپه به گوش می‌رسید.

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'moufle' meaning 'glove' or 'mitten'.

مثال

  • She muffled herself in a warm scarf and hat.
  • The thick curtains muffled the noise from outside.
  • He muffled his voice to avoid being recognized.

ترکیب‌های رایج

Muffle oneself Muffle the noise Muffle the voice Muffle the sounds

تعریف انگلیسی

verb
  1. conceal or hide “smother a yawn” “muffle one's anger” “strangle a yawn” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody” “Something ----s something”
  2. deaden (a sound or noise), especially by wrapping “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Wrap, cover, shroud, envelop.
2. Blindfold.
3. Wrap up, cover, conceal, involve, disguise.

واژه‌های دیگر با معنی «پوز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن