دیکشنری فارسی

snout

UKsnaut USsnaut

معنی فارسی

پوز پوزه

معنی کامل و مثال‌ها

/snout/n.

● (حیوان)

● پوزه، زفر، پوز

● (انسان) دک و پوز

● (عامیانه) بینی (به ویژه اگر گنده باشد)، دماغ

● (قدیمی) خرطوم

● رجوع شود به: rostrum

● (حشرات) زایده‌ی منقار مانند، پوزچه، نوک واره

● پوزه مانند (مثلا سر شیلنگ یا لوله‌ی تپانچه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a long projecting or anterior elongation of an animal's head; especially the nose
  2. informal terms for the nose
  3. beaklike projection of the anterior part of the head of certain insects such as e.g. weevils

مترادف‌ها

noun
1. Nose (of a beast), muzzle.
2. Nozzle.

واژه‌های دیگر با معنی «پوز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن