دیکشنری فارسی

muniment

معنی فارسی

سند مدرک دستاويز اسناد مدارک وسيله دفاع

معنی کامل و مثال‌ها

/myōō´nǝ mǝnt/n.

● (نادر) وسیله‌ی دفاع

● (حقوق) سندی که موید مالکیت یا حق ارث باشد

مترادف‌ها

noun
1. Fortification, stronghold, citadel, fortress, fort.
2. Support, defence.
3. (Law.) Record, title deed.

واژه‌های دیگر با معنی «سند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن