دیکشنری فارسی

voucher

UKvautʃər US'vautʃə

معنی فارسی

سند سند هزينه سند خرج مدرک دستاويز ضامن گواه گواهي دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/vou´chǝr/n.

● ضامن، ضمانت‌کننده، پایندان، مصدق

● ضمانت‌نامه، (هزینه و غیره) رسید، سند، مدرک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a negotiable certificate that can be detached and redeemed as needed
  2. someone who vouches for another or for the correctness of a statement
  3. a document that serves as evidence of some expenditure

واژه‌های دیگر با معنی «سند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن