musrol معنی فارسی مشعل واژههای دیگر با معنی «مشعل» flambeau مشعل، مشعل چندفتيله اي torch مشعل torchlight نور مشعل، هواي گرگ وميش، وابسته به نور مشعل. link boy مشعل دار torch bearer مشعل دار gas burner مشعل گازي، اجاق گازسوز، کوره گازي burner plier انبر مشعل hand torch مشعل دستي torchbearer مشعل دار. annular burner مشعل حلقوي