دیکشنری فارسی

mutilation

UKmjuːtileiʃən US'mju:tə'leıʃən

معنی فارسی

فلج سازي ناقص سازي بي اندام سازي نسق اندام شکني عضو شکني

تعریف انگلیسی

noun
  1. an injury that causes disfigurement or that deprives you of a limb or other important body part

مترادف‌ها

noun
1. Disfigurement, maim.
2. Injury.

واژه‌های دیگر با معنی «فلج سازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن