naked of معنی فارسی عاري از واژههای دیگر با معنی «عاري از» bare of عاري از، تهي از fogless عاري از مه، روشن. truistic عاري از لطف، بيمزه، بديهي fancy free عاري از خيال، بي علاقه، عاري از عشق. prosaic عاري از لطافت، بي لطافت، بيروح ungraceful عاري از متانت، نازيبا، نامطبوع emotionless عاري از احساسات. truism سخن عاري از لطافت، بيمزگي، پيش پا افتادگي dreamless عاري از خواب ديدن، بيخواب prosily بطور عاري از لطافت، بطور کسل کننده يا ساده، بطور مبتذل